حاج ملا هادي السبزواري

430

شرح مثنوى

( ( 2782 ) ) جوق جوق اسپاه تصويرات ما * سوى چشمهء دل شتابان از ظما ن 1178 14 - ك 393 21 ظما : تشنگى . ( ( 2783 ) ) جرّه‌ها پر مىكنند و مىروند * دايماً پيدا و پنهان مىشوند ن 1178 15 - ك 393 22 جرّه : سبو . ( ( 2784 ) ) فكرها را اختران چرخ دان * داير اندر چرخ ديگر آسمان ن 1178 16 - ك 393 22 فكرها را : نسخهء « فكرها از » درست نيست . چرخ ديگر : كه آسمان عالم جان باشد . آسمان : آس مانند . چنان كه آسمان صورى را از اين جهت آسمان گويند . يا آسمان صورى مراد باشد ، و اشارت باشد به آن كه آن آسمان كارفرماى اين آسمان است . ( ( 2785 ) ) سعد ديدى شكر كن ايثار كن * نحس ديدى صدقه و استغفار كن ن 1178 17 - ك 393 23 سعد : فكرهاى نورانى . نحس ، خيالات نفسانى و شيطانى . ( ( 2787 ) ) روح را تابان كن از انوار ماه * كه ز آسيب ذنب جان شد سياه ن 1178 19 - ك 393 24 ذنب : رأس و ذنب ، اصطلاح اهل نجوم است و اينجا ذنب ، شواغل تن طبيعى است . ( ( 2788 ) ) از خيال و وهم و ظن بازش رهان * از چه و جور رسن بازش رهان ن 1178 20 - ك 393 24 از خيال : اينها آسيب اين ذنب است . ( ( 2790 ) ) اى عزيز مصر و در پيمان درست * يوسف مظلوم در زندان تست ن 1178 22 - ك 393 26 اى عزيز : روح القدس و عقل كل ، يا مبدا كلّ مراد است ، و به وجهى همه يكى است . ( ( 2792 ) ) هفت گاو لاغرىّ پر گزند * هفت گاو فربهش را مىخورند ن 1179 2 - ك 393 27 هفت گاو : اشارت است به كريمهء * ( « إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَسَبْعَ ) *